الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

399

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

بن جمانهء باهلى پيش از اين بگذشت : و انّ لنا قبرين قبر بلنجر * و قبر بصينستان يا لك من قبر باز به روايت دينورى بازگرديم ؛ ( 1 ) دينورى گفت : پس زنان اهل بيت عصمت را بر يزيد بن معاويه در آوردند و زنان حرم‌سراى يزيد و دختران معاويه و كسان وى چون آنها را ديدند فرياد كشيدند و بىتابى نمودند و شيون كردند و سر حسين عليه السّلام پيش دست يزيد بود سكينه گفت : و اللّه سنگين دل‌تر از يزيد نديدم و نه كافر و مشركى را بدتر و درشت‌خوىتر از او . سوى سر مىنگريست و مىگفت : ليت اشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل آنگاه امر كرد سر حسين عليه السّلام را بر در مسجد دمشق نصب كردند . ( 2 ) سبط در تذكره گويد : از يزيد بن معاويه مشهور است و در تمام روايات مذكور كه : چون سر مطهر را پيش روى او گذاشتند اهل شام را نزد خويش بخواند و به خيزران بر آن مىزد و اشعار ابن زبعرى را مىخواند : ليت اشياخى الخ . زهرى گفت : چون سرها را آوردند يزيد در بالاخانهء مشرف بر جيرون نشسته بود و اين شعر كه گفتهء خود اوست مىخواند : لمّا بدت تلك الحمول اشرقت * تلك الشّموس على ربى جيرون [ 1 ] نعب الغراب فقلت صح او لا تصح * فلقد قضيت من الغريم ديونى يعنى : « چون آن كاروانيان پديدار شدند و آن آفتابها بر تپه‌هاى جيرون تافتند كلاغ بانگ زد گفتم : خواه بانگ زنى و خواه نزنى من از بدهكار وام خود را ستاندم » . مترجم گويد : به حساب معلوم كرديم هنگام ورود اهل بيت به شام بر حسب روايت كامل بهايى يعنى شانزدهم ربيع الاول سال 61 هجرى اواخر قوس و اول زمستان بود و در چنان ايام عيّاشان مجلس لهو را در باغ و صحرا نتوانند برد ناچار يزيد براى چنين ايّام منظرى بلند و با صفا كه مشرف بر صحرا بود ساخته داشت و در آنجا نشسته بود كه اسرا را آوردند و او تماشا مىكرد و مقصود او از بدهكار ، پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه از آل ابى سفيان بسيار كشته بود و آنها كين مقتولشان را مىجستند .

--> [ 1 ] در معجم البلدان گويد : جيرون نزديك دروازهء دمشق سقفى مستطيل است بر ستونها بنا كرده و برگرد آن شهرى است و از يكى از اهل سير نقل كرده است كه : يكى از جبابره در زمان قديم قلعهء آن را ساخت و پس از آن صائبين آن را عمارت كردند و در داخل آن معبدى براى مشترى ساختند و چنان مىنمايد كه : اين بنادر زمان ياقوت بود و گويا معبد بت‌پرستان فنيقيها بود چون بناهاى عالى و عجيب داشت تفرّجگاه اهل دمشق بود .